/**/

٭جنگ به روایت فرمانده

(درس گفتارهای جنگ)

٭ محسن رضایی میر قائد، به اهتمام پژمان پورجباری

٭تهران: بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس

وحیدخانه‌ساز٭

 

در مورد جنگ نوشتن همیشه سخت بوده است.

 چراکه باید در مورد اتفاقاتی نوشت که برای هیچ‌کس خوشایند نیست؛ و از همه بدتر برای نویسندۀ اثر این ناخوشایند بودن، ناخوشایندتر است. حال چه نوشته نمایشنامه باشد، چه فیلمنامه، چه نقد، چه رمان و یا هر نوع نوشتۀ دیگر.

اما گویا چاره‌ای نیست. جنگ هرچقدر هم بد، غیر اخلاقی، مخرب و ویرانگر باشد باز هم جزئی از تاریخ است و نمی‌توان از کنارش به سادگی گذشت. این اتفاق«جنگ» هرچقدر هم کوچک و کوتاه مدت باشد و هرچقدر تلفات مالی و جانی و فرهنگی و اقتصادیِ کمتری داشته باشد باز آن‌قدر بزرگ است که نمی‌توان در موردش سکوت اختیار کرد. نمی‌شود نادیده‌اش گرفت چراکه که اگر حتی بشر آن را نادیده بگیرد اوست که تا سالیانی بس طولانی دست از سر بشر بر نمی‌دارد. اغراق نیست اگر بگوییم تلفات جنگ تازه بعد از جنگ است که رخ می‌نماید. جنگ خود نوعی بمب است. این بمب مهیب و خطرناک و در عین حال ساکن و ساکت سال‌ها بعد منفجر می‌شود و آسیب واقعی و جانکاه را به نسل‌های بعد از خود  می‌زند و صدایش تا قرن‌ها در فضای ذهنی آدم‌ها باقی می‌ماند.

تنها یک راه می‌ماند و آن خنثی کردن این بمب است. این بمب تنها با بیان واقعیت‌ها خنثی می‌شود. و تنها با این روش است که  می‌شود با اتفاقاتی که به ظاهر تمام شده‌اند و به تاریخ پیوسته‌اند و در باطن هنوز چون موریانه در حال جویدن جسم و روح و تفکر بشر هستند مقابله کرد. به بیان بهتر قبل از رسیدن موج مخربِ تحریف، با بیان واقعیت می‌توان آدمهای غیر مطلع را در مقابل تخریب واکسینه کنند. جنگ نیز جزئی از تاریخ هر کشور و مملکت است. شاید نوع و گونۀ آن همیشه یکسان و یک شکل نباشد اما محال است که کشوری، مملکتی، جامعه‌ای وجود داشته باشد که با جنگ غریبه باشد و تجربه‌اش نکرده باشد. جنگ از جنگ نابرابر هابیل و قابیل شروع شد و تا به امروز ادامه پیدا کرد. از جنگ‌های تن به تن به جنگ‌های گروهی و قبیله‌ایی و قومی تا جنگ‌های ما بعد تاریخ و  جنگ‌های صلیبی و جنگ‌های تاریخ صدر اسلام و جنگ جهانی و ...

و اکنون جنگ‌های مملو از خون ریزی و شکستن قلمروهای زمینی و جغرافیایی دیروز تغییر شکل داده و با رنگ و لعاب دیگری جسم و روح و ذهن بشر را به خود مشغول کرده است. جنگ‌های عقیدتی، جنگ‌های فرهنگی، جنگ‌های رسانه‌ای و دیگر جنگ‌های موسوم به جنگ نرم.

اما اکنون قصد ما پرداختن به آسیب شناسی جنگ نیست. گفته‌های بالا تنها مقدمه‌ایی بود برای پرداختن به بحث دیگری در مورد جنگ.

بی شک هشت سال  دفاع مقدس که وا‌قعأ هم به چندین دلیل مقدس بوده و هست، فصلی از فصل‌های مهم تاریخ سرزمین ماست. اتفاقی است ورای جنگ‌های دیگر این سرزمین که در طول تاریخ این سرزمین کم هم نبوده‌اند. هشت سال جنگ زمانی آغاز شد که هنوز خستگی جنگ داخلی طولانی یا همان انقلاب اسلامی از روح و جان مردم بیرون نرفته بود. اتفاقی غافلگیر کننده که همه را بهت زده کرد و به دفاع وا داشت. دفاعی که هشت سال به طول انجامید. اما حال از آن نسل چه کسانی باقی مانده‌اند؟ چند نفر؟ کجا هستند؟ اصلأ منظور آمار و ارقام نیست. جواب هم مشخص است. خیلی‌ها در آن دوران به جبهه رفته‌اند و عده‌ای باز نگشته‌اند و عده‌ای سالم بازنگشته‌اند و عده‌ای هم سالم رفته و سالم برگشته‌اند. عده‌ایی خانه نشین شده‌اند و عده‌ای به سر کارشان باز گشته‌اند و عده‌ایی دیگر به شغل‌ها و مرتبه‌های دولتی رسیده‌اند.

اما...!!!

یک امای خیلی مهم وجود دارد و آن این‌که مسئولیت بزرگتر از جنگیدن چیست ؟ رساندن پیامی که فقط از آدمهای بازآمده از جنگ برمی‌آید. چند نسل از جنگ گذشته و هرچه بیشتر بگذرد و هرچه نسل‌ها از جنگ فاصله بگیرند این مسئولیت سنگین‌تر، بغرنج‌تر و حساس‌تر می‌شود. برای نمونه نگاهی بیندازیم به نسل‌های بعد از جنگ و نسل‌ فعلی. گروه اول  آنهایی که کودکی‌شان در جنگ گذشته است؛ که یا عزیزانشان را جنگ با خود برده؛ و یا اگر هم نه! اثرات جنگ هنوز در آن‌ها باقی است و تصاویری در ذهن آنها حک شده که هرگز پاک شدنی نیست. گروه دوم نسل بعد از آنها که اثرات جنگ را فقط دیده‌اند و از جنگ تصویری در ذهن ندارند و هرچه هست شنیده‌هاست. گروه سوم نسلی که تصویری از جنگ در ذهن ندارند، اما بازتاب جنگ را در رفتار نسل‌های قبل از خود می‌بینند. سوء رفتارهایی که تأثیرات مخرب جنگ است. دیدن معلولی بی درک علت آن! نسلی با کلی سؤالِ کلی و جزئی در ذهن. و هر سؤال بی جواب قدمی است به سوی بی هویت شدن و بی هویت بودن و بی هویت ماندن!  یک بی هویتیِ به شدت مصری و خطرناک و بس خطرناک‌تر از هر بیماری مهلک! و سؤالی که برای نسل قبلی‌ها همیشه بی جواب است: آیا اگر جنگ درگیرد این نسل به دفاع بر می‌خیزد؟ ... نه! بله! تعداد مخالف‌ها البته بیشتر است. اما این‌طور نیست. بله این نسل و نسل‌های بعد نیز چون نسل جنگ به دفاع بر می‌خیزند. اما به شرط. جواب این سؤال دارویی است که در عطاری اهالی جنگ یافت می‌شود. آنهایی که شنیده‌ها را دیده‌اند، اگر تصویر کنند، این تصویر بی مخاطب نخواهد ماند.

اما چگونه؟ با به تصویر کشیدن، با مکتوب کردن، با به دور از شعارزدگی روایت کردن در قالب‌های مختلف. زمانی در سینما این اتفاق افتاد و تا یک دهه بعد هرسال تعداد زیادی فیلم جنگی ساخته می‌شد که یا آن‌قدر بدساخت بودند که مخاطب ترجیح می‌داد آنها را نبیند و یا آن‌قدر شعار زده بودند که مخاطب را پس می‌زدند. در این میان تعداد انگشت‌شماری فیلم خوب باقی می‌ماند که آنقدر برای مخاطب تکراری شد‌ند که مخاطب عطای ندیدنشان را به لقای آن‌ها ترجیح می‌داد؛ که تازه اگر به این نوع کارها خوشبینانه هم بنگریم برنامه‌ای بود کوتاه مدت که نسل جنگ و نهایتأ نسل بعد از جنگ را با خود درگیر می‌کرد؛ آن‌هم در یک مدت زمان محدود و پس از آن تاریخ مصرف این نوع کارها نیز به پایان رسید و نسل بعد با تأثیر گرفتن از نسل قبل، زحمت دیدن این نوع کارها را به خود هموار نکرد و نسل بعدتر با هجوم رسانه‌های دیگر به کلی همه‌چیز را فراموش کرد و وجود رسانه‌ها و شبکه‌ها و ورود آثار وارداتی مختلف این خلأ را به طرز مؤذیانه‌ای پر کرد. این از سینما و همچنین تلویزیون.

از راه‌های دیگر بگذریم تا میانبری زده باشیم و به ادبیات برسیم.

این‌که ادبیات دین خود را به جنگ ادا کرده یا خیر سؤالی است تأمل برانگیز و این‌که تا چه حد به مخاطب امروزی تصویر و اطلاعات داده سؤالی است تأمل برانگیزتر. بله ادبیات بالاخره توانست دین خود را به جنگ ادا کند. بهتر این است که بگوییم ادبیات پلی شد، وسیله‌ای برای ادای دین همان تعداد قلیل از عدۀ کثیری که از جنگ برگشته‌اند. از این جهت می‌گوییم قلیل چراکه همان تعداد معدود بوده‌اند که دیده‌ها را مکتوب کرده‌اند. و بار سنگین را همین تعداد کم بر دوش کشیده‌اند و خوشبختانه سالم بر زمین نهاده‌اند. این مهم نیست که قلم آنها در چه قالبی نوشته. مهم این است که تفکری مکتوب شده و از تحریف به دور مانده است. حال چه در قالب خاطره نویسی، چه در قالب بیوگرافی یا اتوبیوگرافی و چه در قالب رمان و مجموعه داستان. این از وظیفۀ این گروه و اما فرهنگ سازی و جذب مخاطب بحث دیگری است که به اشخاص حقیقی و حقوقی دیگری باز می‌گردد. انتشارات‌ها در رأس هستند؛ و متأسفانه نمی‌توان کوتاهی آن‌ها را نادیده گرفت. جدا از چند انتشارات غیر دولتی که اتفاقأ کارهای خوبی در حوزۀ دفاع مقدس ارائه داده‌اند و می‌دهند، باقی انتشارات‌ها به دلایل تجاری و غیر تجاری از چاپ این‌گونه آثار دوری می‌کنند. تا بوده قشر کتاب‌خوان و حتی به تازگی قشر کمتر کتاب‌خوان نام انتشارات را مهر تأییدی بر کیفیت کتاب می دانسته و می‌دانند و همین امر باعث شده بسیاری از آثار خوب با عدم استقبال و حتی ناخوانده باقی بمانند. البته و انصافأ باید از تلاش حوزۀ هنری در این مورد  تقدیر کرد هرچند که در مورد این ارگان بخصوص قضیه برعکس است و این مخاطب است که باید در ترویج کتاب‌های این انتشارات قدم پیش نهد.

اما کاش اتفاق بهتری نیز بیفتد و آن اتفاق چیست؟

اگر به ادبیات دفاع مقدس توجه کنیم متوجه این مطلب می‌شویم که آثاری در این زمینه موفق‌ترند که نویسندگانشان خود در بطن جنگ حضور داشته‌اند و جنگ و اتفاقات جبهه را با جسم و روح خود درک کرده‌اند. نویسندگان موفق زیادی داریم که دیروز رزمنده بوده‌اند و امروز در جرگۀ نویسندگان خوب این گونه آثار هستند.

این درست است که عدۀ زیادی از بزرگان جنگ به درجۀ رفیع شهادت رسیده‌اند و زندگی و شیوۀ تفکر آن‌ها و نوع نگاهشان به جنگ توسط یاران، همکاران و نزدیکان این اشخاص مکتوب شده و در قالب زندگی نامه و خاطرات منتشر شده و گاه به صورت فیلم و سریال به تصویر کشیده شده، اما از این حد فراتر نرفته است و کمتر اتفاق افتاده که به صورت تخصصی به عملیات‌ها و شیوه استراتژیک فرماندهان جنگ پرداخته شود. نوابغی چون شهید همت، شهید باکری، شهید چمران و همت‌ها و باکری‌ها و دیگرانی که اگر بودند بی شک خود بهتر می‌توانستند شیوۀ تفکر و دیدگاه و مناسباتشان را به گوش دیگران برسانند. چراکه اغراق نیست اگر بگوییم بخش اعظمی از بار جنگ را این بزرگان به دوش کشیده‌اند.

اما با این حال هنوز هم دیر نیست و هستند فرماندهان  و سردارانی که می‌توانند قلم به دست گیرند و با نگاهی دقیق و موشکافانه به بررسی سیاست‌ها، دیدگاه‌ها، عملیات‌ها و پیروزی‌ها و شکست‌ها و موارد و مسائل استراتژیک بپردازند و بدین طریق صفحات زرین تاریخ مملکت را با بیان اتفاقات و افتخارات ناشنیده زرین‌تر نمایند.

دکتر محسن رضایی میرقائد فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دوران جنگ یکی از صاحب نظران قلم به دستی است که تاکنون آثار زیادی در مورد جنگ و مسائل سیاسی و اجتماعی روز ایران نوشته و تألیف کرده است.

آثاری چون: آئین فتح، پ‍اس‍خ ب‍ه چ‍ن‍د پ‍رس‍ش درب‍اره ج‍ن‍گ ای‍ران و ع‍راق، ای‍ران م‍ن‍طق‍ه‌ای‌، ب‍دن‍ب‍ال خ‍ورش‍ی‍د، چ‍ش‍م‌ان‍داز ای‍ران ف‍ردا، می‌خواهم مثل ابر بمیرم  و....

کتاب جنگ به روایت فرمانده یکی دیگر از آثار ارزشمندی است که به مقولۀ جنگ می‌پردازد. همانطور که بر روی جلد نیز آمده اثر درس گفتارهای جنگ است. نام کتاب گرچه تصور مخاطب را به سمت و سوی دیگر می‌برد و او را به یاد روایت‌های خاطره گونه از جنگ می‌اندازد اما عنوان «درس گفتارهای جنگ» که در پایین جلد و در زیر نام کتاب آمده عنوان درست و به جایی است که مخاطب را از موضوع کتاب مطلع می‌کند  و همین عنوان سه کلمه‌ای به مثابۀ خطی این اثر را از انبوه آثار چاپ شده  در قالب خاطره و زندگینامه جدا می‌کند. و بدین ترتیب مخاطب با قدری هوشمندی متوجه می‌شود با روایتی مستند از فرماندهی مواجه است که به صورتی فرمانده‌مآبانه جنگ را تجزیه و تحلیل می‌کند و از منظر یک صاحب نظر به نظارۀ جنگ می‌رود.

 اثر مجموعه‌ای از گفتارهای دکتر محسن رضایی است  که در دوره‌های آموزشی روایت دفاع مقدس در سازمان بسیج دانشجویی در سال‌های 1383 و 1386 و دوره آموزشی مدرسان درس آشنایی با دفاع مقدس در دانشگاه‌ها در سال 1387 بیان شده است.

کتاب را بنیاد حفظ ارزشهای دفاع مقدس برای اولین بار در سال 1390 به چاپ رسانده؛ و پژمان پورجباری تهیه  و تنظیم آن را به عهده گرفته و مقدمۀ آن را سردار سرلشکر پاسدار غلامعلی رشید  نوشته است.

کتاب یک اثر تحلیلی است.

تکلیف کتاب در صفحات اول مشخص می‌شود و مخاطب با خواندن پیش‌گفتار می‌پذیرد که با اثری علمی و تخصصی مواجه است، اثری که با دیگر آثار مشابه قدری متفاوت است. پیش‌گفتاری که توسط انتشارات مربوطه ضمیمۀ کتاب شده است و روش‌های مطالعه و پژوهش در مورد جنگ را واضح و مبرهن و همه فهم توضیح می‌دهد و با یک دسته‌بندی درست روش‌های پژوهش را به روش فرمانده محور، مکتب ‌محور، رویکرد محور و موضوع محور تقسیم می‌کند و به صورت موجز و کافی در دو صفحه همۀ روش‌ها را توضیح می‌دهد؛ و سپس در مقدمه‌ای که توسط سردار سرلشگر غلامعلی رشید نوشته شده توضیحات کاملی در مورد جنگ داده می‌شود. او در مقدمه، با ذکر تاریخ جنگ و با اشاره به اهداف پلید عراق برای تصرف پنج استان غربی کشور به چگونگی عملکرد نیروهای خودی و جلوگیری از پیشروی دشمن و ناکام ماندن آنها در اجرای اهداف و نقشه‌های از پیش تعیین شده بسنده نمی‌کند و با مطرح کردن چند سؤال، ناکامی نیروهای خودی را در ماه‌های اول جنگ به چالش می‌کشد؛ و همین نگاه آسیب‌شناسانه، غلامعلی رشید را بر آن می‌دارد تا به ریشه‌یابیِ نقاط ضعف نیروهای خودی بپردازد و با پاسخ دادن به سؤالات پیش آمده و سپس با توضیحات و یافتن پاسخ‌های منطقی، روند رسیدن نیروهای خودی را به یک نتیجه در خور برای مخاطب تشریح کند. او با نام بردن از محسن رضایی و علی صیاد شیرازی از تأثیر این دو فرماندۀ جوان بر عملکرد و استراتژی دوسال اول جنگ و در نتیجه موفقیت‌های مبنی بر تفکر و پی‌در‌پی این دو فرماندۀ خوش‌فکر می‌گوید و بدین ترتیب مخاطب در همان ابتدا با مطالعۀ مقدمۀ کتاب با پیشینۀ درخشان محسن رضایی آشنا می‌شود و با اطمینان و شناخت بیشتر گفته‌ها و تحلیل‌های او را می‌پذیرد.

«بسیاری از فرماندهان و سرداران و امیران در تفکر راهبردی و فرماندهی، مدیریت بحران، بن بست شکنی و بسیج نیروها و امکانات همچون سیل بنیان کن و پای کار آوردن آن‌ها بر علیه دشمن؛ به گرد پای آقا محسن نخواهند رسید و درخشان‌ترین عملیات‌های خود را باید از او تقلید کنند»(18).

پس از مقدمه، آوردن کلیتی از زندگی محسن رضایی با عنوان زندگینامه خواننده را بیشتر با شخصیت و سوابق کاری او آشنا می‌کند؛ و این همان دانسته‌هایی است که نسل‌های جدید آز آن محروم است. شاید نوجوانان و جوانان امروز نام محسن رضایی را شنیده باشند اما اغلب او را به عنوان یک شخصیت سیاسی می‌شناسند تا یک نابغۀ نظامی و با تفکری منحصر به فرد! یقینأ بیان این ناگفته‌ها بعد دیگری از زندگی اشخاصی چون محسن رضایی را به مخاطب تازه نفس و جوان امروز می‌نمایاند.

و حال بخش اصلی و تحلیلی و محتوایِ کتاب:

درس گفتارهای جنگ کتاب حاوی ده فصل است که نام انتخابی هر فصل با توجه به موضوعات قابل بحث و توضیحات و تفسیرهای آن فصل انتخاب شده است.

نوع طبقه‌بندی موضوعات و فصل‌های کتاب به گونه‌ای است که از همان ابتدا مخاطب را در جریان اتفاقات جزیی و کلی جنگ و عوامل آن قرار می‌دهد. طوری که اگر یک مخاطب عام (و نه در جریان اتفاقات جنگ) کتاب را مطالعه کند بی اینکه دچار سردرگمی شود اطلاعات موثقی در مورد جنگ به دست آورده و بی آنکه خود بخواهد با استناد به پاورقی‌های جامع و کامل (که به تنهایی و با جزیی نگری بیشتر خود می‌تواند اثری کامل و مستقل باشد) تاریخ هشت سال دفاع مقدس را دوره کرده است؛ بی آنکه با مجهولات و سؤالات بی جوابی روبرو شود. این امتیاز فقط به خاطر نوع فصل‌بندی و طبقه‌بندی موضوعات نیست و دلیل دیگری نیز دارد. با وجود اینکه کتاب از زبان یک فرمانده روایت می‌شود اما این زبان و نوع نگرش آن‌قدر روان و سلیس هست که مخاطب ناآشنا با تاریخ و مباحث جنگ را با خود همراه کند.

اما عوامل ذکر شده تنها دلایل موفقیت اثر در جذب مخاطب نیست چراکه دلیل جالب‌تری نیز وجود دارد:  شاید در ظاهر کتاب به زندگی نامه شبیه نباشد و نتوان مطالب و مباحث آن را خاطرۀ یک رزمنده یا فرمانده دانست.

اما اثر حاوی خاطرات فرمانده نیز هست. نویسنده نه تنها به روایت صرفأ گزارش‌گونه اکتفا نکرده بلکه ردپایی از تفکرات معمول یک شخصیت صرفأ نظامی نیز در اثر به چشم نمی‌خورد. خبری از تعصبات دست و پاگیر نیست و نقطه ضعف‌ها و نقطه قوت‌ها همان‌طور که لازمۀ آثار این‌چنینی است به صراحت بیان شده است. خاطرات احساس مخاطب را به بازی نمی‌گیرد و قوۀ تجزیه و تحلیل او را مختل نمی‌کند و از کلیت کار بیرون نمی‌زند. به تعبیر بهتر خاطرات در تحلیل و تفاسیر تنیده شده و همین ترکیب درست یک اثر مستند و جذاب را به مخاطب  ارائه می‌دهد. از طرفی نیز آنقدر کارشناسانه و دقیق به مبحث جنگ پرداخته شده که مخاطب خاص و آشنا به مبحث جنگ را نیز راضی نگاه می‌دارد.

شاید در این یادداشت مجال آن نباشد که جزء به جزء با کتاب پیش برویم و فصل‌ها و بخش‌ها را مورد نقد و بررسی قرار دهیم، هرچند ارزشش را دارد. اما از آنجا که هر تعریف و تمجیدی بی آوردن دلیل و برهان کافی، لافی بیش نیست لذا برای برائت از این اتهام و متهم نشدن به این تعریف و تمجید بی جهت از اثر، ناگزیر باید دلایلی آورد و مثال‌هایی زد و استنادهایی کرد.

عنوان فصل اول «جنگ ماقبل جنگ» عنوانی است که برای فصل اول کتاب انتخاب شده؛ و بر خلاف آثار این‌چنینی که تاریخ آغاز جنگ را شهریور سال 1359 می‌دانند در این اثر به جنگ دیگری اشاره شده که قبل از این جنگ وجود داشته است.

«جنگ اول در حدود دو سال بین ایران و عراق و حامیانش جریان داشت که اگر جنگ دوم به وجود نمی‌آمد، خودِ همین جنگ اول، یکی از بزرگ‌ترین حوادث بین ایران و عراق در طی صد سال اخیر محسوب می‌شد»(ص24) 

بدین ترتیب جنگ اول به دوران دور یعنی بعد از حوادث سال 1343 مربوط می‌شود. حوادثی که پس از آن امام خمینی(ره) ابتدا به ترکیه و سپس به عراق تبعید شد و در آنجا تحت کنترل امنیتی و سیاسی حزب بعث عراق قرار گرفت.

نویسنده در این مبحث به توضیحات ذکر شده، در حد یک تعریف و توضیح مختصر بسنده نمی‌کند و به درگیری‌های گوشه و کنار ایران از جمله کردستان، سیستان و بلوچستان و خوزستان نیز اشاره می‌کند و با توضیحاتی که در پاورقی می‌آورد جای سؤالی برای مخاطب باقی نمی‌گذارد. در ادامه به نقش سازمان اطلاعات و امنیت عراق و سرویس اطلاعاتی غرب به ویژه سازمان اطلاعاتی آمریکا (سیا) اشاره می‌کند و با ذکر مثالی  توضیحات خود را کامل می‌کند. در این فصل نویسنده به طور همزمان کودتای سفید عراق را واکاوی می‌کند و با مطرح کردن قضیۀ برکناری حسن البکر و جانشینی صدام، مخاطب را در جریان اتفاقات مشکوکی می‌گذارد که دولت عراق را بر آن داشت تا با حمله به کشورمان هشت سال جنگ را به ایران تحمیل کند.

همچنین نویسنده به عوامل دیگری می‌پردازد که منجر به تیره و تار شدن بیشتر روابط ایران و عراق شدند. عواملی چون تعطیلی مدرسه عراقی‌ها در خرمشهر و محاصرۀ کنسولگری‌ ایران توسط ارتش عراق در بصره یا تعطیل شدن چند دفتر کنسولگری عراق در ایران و در مقابل دستگیری  و اخراج بیش از شصت‌هزار عراقی که بعثی‌ها مدعی بودند آن‌ها دارای اصالت ایرانی هستند و اشاره به اتفاقات مهم دیگری چون شهادت آیت‌الله صدر و بنت‌الهدی و جمع زیادی از شیعیان و تبعید آیت‌الله حکیم به ایران، از جمله موارد مهم و جریان‌سازی است که به طور کامل به آن‌ها پرداخته شده است.

«کودتای شبکه نقاب»  کودتایی است که در کتاب‌هایی از این دست کمتر به آن‌ اشاره شده و مخاطب در این کتاب بطور کامل در جریان آن قرار می‌گیرد. کودتای که در سال 1359 انجام شد و روابط تیرۀ ایران و عراق را تیره‌تر کرد. کودتای ناموفقی که در ایران صورت گرفت و سرمنشأ آن  در بغداد بود.  خوشبختانه این کودتا که می‌توانست باعث وارد آمدن خسارات جبران ناپذیری به کشورمان شود توسط محسن رضایی شناسایی و توسط او و یارانش خنثی شد.

 کودتای شبه نقاب که در فصل ابتدایی کتاب از آن یاد می‌شود یکی از مثال‌های  بارزی است برای به اثبات رساندن گفته‌های پیشین دال بر کامل و جامع بودن کتاب. چرا که پس از توضیحات کاملی که در مورد این کودتای ناکام از زبان محسن رضایی می‌شنویم، در پاورقی کتاب به طور کامل و جزء به جزء به مورادی چون زمان کودتا، مراحل اجرای کودتا، اهداف کودتا و افشا کردن نام تعدادی از کودتاچیان ناکام و تعداد افراد این کودتا پرداخته شده است و در نتیجه پس از مطالعه هیچ‌کدام از سؤالات مخاطب بی جواب نمی‌ماند و به همین ترتیب در جای جای کتاب این جزیی نگری و پرداخت تاریخی وجود دارد.

تازه پس از این همه اتفاق، جنگ بزرگ هشت ساله آغاز می‌شود. اتفاقات و حوادثی که شاید اغلب مخاطبان از آن‌ها بی اطلاع بوده‌اند و اگر هم باخبر بوده‌اند از ارتباط میان این حوادث و جنگ تحمیلی مطلع نبوده‌اند؛ و با خواندن فصل اول کتاب مخاطب به نکات جدیدی پی می‌برد و می‌پذیرد که عنوان «جنگ ماقبل جنگ» انتخاب درستی برای فصل اول کتاب است. اما نویسنده باز هم به سراغ روایت جنگ تحمیلی و اتفاقات پس از آن نمی‌رود تا به سادگی از کنار حوادث قبل از جنگ نگذشته باشد. درگیری‌های پراکندۀ مرزی اتفاق دیگری است که نویسنده جزء به جزء به توضیحش می‌پردازد.

« درگیری‌های پراکنده در پاسگاه‌های مرزی بین دو کشور از فروردین سال 1359 تشدید شده بود. ارتش عراق در دهلران و قصر شیرین به پاسگاه‌های مرزی ایران حمله کرد که تعدادی شهید و اسیر شدند و هنوز در بین آزادگان ما کسانی هستند که در اردیبهشت سال 1359 اسیر شدند. دو ماه قبل از هجوم سراسری یعنی در مرداد سال 1359 ارتش عراق به ارتفاعات میمک در استان ایلام حمله کرد و آنجا را تصرف کرد و آن را به صورت رسمی اعلام کردند»(ص 36).

پس از پرداختن به درگیری‌های مرزی و که در پاورقی به صورت جزیی‌تر و کامل‌تر به آن پرداخت شده نویسنده به اتفاقات پشت پرده و نقش آمریکا و شوروی در تحریک عراق سخن می‌گوید. و از ملاقات جریان ساز برژینسکی مشاور امنیت ملی کارتر با صدام، به عنوان چراغ سبزی برای شروع جنگ علنی یاد می‌کند. اجازه نامه‌ایی که از جانب آمریکا برای شروع جنگ با ایران صادر شد.

نویسنده در اوخر این فصل اتفاقات قبل از جنگ را این‌گونه توضیح می‌دهد:

« ما قبل از جنگ رسمی با عراق، درگیر یک جنگ غیر رسمی و به عبارتی «جنگ ما قبل جنگ» بوده‌ایم که جنگ دوم از دل این جنگ متولد شد و هر دو یک هدف مشترک داشتند. بنابراین، قبل از 31 شهریور 1359 یک جنگ سیاسی شدیدی با ایران با محوریت صدام و قدرت‌های غربی وجود داشت که به تدریج به جنگ نظامی سراسری تبدیل شد»(ص39).

و بالاخره فصل اول با پرداختن به اتفاقات ذکر شده به پایان می‌رسد.

 پرداخت درست و تشریح و ترتیب اتفاقات و تعهد وفادارنۀ نویسنده، فصل اول کتاب را به یکی از مهم‌ترین بخش‌های کتاب تبدیل کرده؛ و همین مهم بودن و جزیی نگری نویسنده دلیلی شد تا بیشتر و موشکافانه‌تر به این فصل پرداخته شود.

این فصل به پایان می‌رسد و تازه در فصل دوم کتاب است که به جنگ نظامی یا همان جنگ هشت ساله پرداخته می‌شود. اما قبل از توضیح در مورد فصل دوم ذکر نکته‌ایی لازم است. درست است که هر فصل به موضوع خاص و به بخشی از تاریخ جنگ می‌پردازد اما در همۀ فصل‌ها یک بخش مشترک وجود دارد.  بخشی با نام «پاسخ به ابهامات» نامی که به درستی انتخاب شده است. مسلمأ در هرجریان نظامی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و یا هر جریان اجتماعی دیگر همیشه ابهامات و نکات مجهولی وجود دارد که گاه مخاطب برای پیدا کردن پاسخ سؤالاتش باید زمان زیادی صرف کند و منابع زیادی را جستجو کند و کتاب‌های زیادی را به دنبال جواب ورق بزند و در آخر شاید به جوابی درخور و قانع کننده نرسد. اما در این اثر شاید این اتفاق کمتر بیفتد. اگر بگوییم مخاطب با خواندن این اثر پاسخ همۀ سؤالهایش را می‌گیرد به شدت اغراق کرده‌ایم، اما شاید بشود این احتمال را داد که مخاطب با خواندن بخش پاسخ به ابهامات پاسخ بعضی از سؤالاتش را بگیرد؛ که اگر چنین هم نباشد لااقل اطلاعات جدیدی کسب می‌کند. اطلاعاتی موثق از زبان شخصی صاحب نظر که در بطن اتفاقات بوده و نه تنها جنگ را با تمام وجود لمس کرده که آن‌را زندگی کرده است و جز این‌ها یک ویژگی دیگر نیز دارد.  ویژگی دیگری که محسن رضایی را از دیگر فرماندهان و همقطاران او متمایز می‌کند دیدگاه و تفکر سیاسی اوست.(او که اکنون یکی از سیاستمداران وقت است بهتر از دیگرانی که زمانی فرمانده بوده‌اند و اکنون هیچ مسند سیاسی ندارند، می‌تواند به تجزیه و تحلیل جنگ بپردازد).

همان‌طور که گفته شد فصل دوم کتاب به جنگ نظامی می‌پردازد. در این فصل وضعیت و آرایش نظامی ارتش ایران تشریح می‌شود. صراحتأ به فقدان آمادگی ارتش ایران اشاره می‌شود و  نویسنده به ریشه یابی عوامل ضعف ارتش ایران می‌پردازد. در ادامه وضعیت و آرایش نظامی ارتش عراق نیز مورد بررسی قرار می‌گیرد و بدین ترتیب وضعیت هردو کشور در ابتدای جنگ پیش روی مخاطب قرار می‌گیرد.

نویسنده در ادامه از جنگی به نام «جنگ شهرها و مقاومت مردمی» نام می‌برد.

« مقاومت مردمی در خرمشهر، هویزه، سوسنگرد، بستان، قصرشیرین، سرپل ذهاب و غیره از جمله حوادثی است که در روزهای اول هجوم توسط مردم شکل گرفت و نقش مهمی در توقف ارتش عراق داشت؛ لذا ارتش عراق بیابان‌ها را تصرف ‌کرد اما زمانی که به شهرها رسید با مقاومت بسیار سنگینی روبرو شد»(ص61).    

توضیح فشارهای عراق از طریق جنگ در هوا و دریا و ناکامی ایران در مقابل عراق و نقش آمریکا در تأمین سلاح و تجهیزات نظامی، بخش دیگری از این فصل است که بی طرفانه مورد بررسی قرار می‌گیرد. فشارهایی که ناکامی ایران را در آزادسازی سرزمین‌های اشغال شده به همراه دارد فرماندۀ کل قوای نظامی ایران یعنی بنی صدر را بر آن می‌دارد که با حضور در خط مقدم چند عملیات نظامی را  طرح ریزی کند.

عملیات‌ها و پیروزی‌ها و ناکامی‌ها با ذکر تاریخ و مکان عملیات و شرح حال نیروها به طور کامل بیان می‌شود؛ سپس نویسنده به ماجرای موازنه قوا میان ارتش ایران و عراق می‌پردازد و قضیۀ پیشنهاد صلح از جانب صدام و همچنین پاسخ امام خمینی(ره) مبنی بر «راهبرد جنگ بیست ساله» را بیان می‌کند و از دیگر شروط ایشان برای پذیرفتن صلح می‌گوید:

« لیکن امام برای صلح چند شرط گذاشتند:

1.        بازگشت عراق و نیروی اشغالگر به مرزهای بین المللی.

2.        پرداخت غرامت و خسارت جنگ.

3.        معرفی و تنبیه متجاوز به دلیل تضمین برای حمله نکردن دوباره.

4.        بازگشت پناهندگان.

توضیحات فصل دوم اتفاقات و مسائل سیاسی و نظامی جنگ ایران و عراق را از تاریخ 31 شهریور تا 14 اسفند 1359 را در بر می‌گیرد؛ و چون فصل پیشین در بخش پاسخ به ابهامات به سؤالات زیادی پاسخ داده می‌شود.

فصل سوم با عنوان «عبور از بحران و تحول جنگ» به مسائل داخلی و اختلافات پشت جبهه می‌پردازد. و نویسنده شروع آن را از ابتدای سال 1360 می داند که تا آبان 1360 ادامه می‌یابد. جنگی  سیاسی که از دانشگاه تهران و با سخنرانی بنی‌صدر در تاریخ 14 اسفند 1359 آغاز شد و به مخالفت‌ها و درگیری‌های عقیدتی و سیاسی انجامید و پس از آن با درگیری مسلحانه و آشوب مجاهدین و بمب‌گذاری‌ها و ترور‌های پی در پی مسئولین نظام  توسط منافقین ادامه پیدا کرد تا آنجا که جوانان انقلابی را بر آن داشت تا با تشکیل سازمان اطلاعاتی در سپاه به ناامنی موجود پایان دهند؛ و این جنگ داخلی با  فرار بنی صدر و مسعود رجوی به پایان رسید. نویسنده این پیروزی را «عبور از بحران» نام نهاده و پس از شرح وقایع، مجددأ به میدان جنگ باز می‌گردد تا باز به روایت خود از جنگ ادامه دهد.

از اینجا به بعد نویسنده به شرح عملیات‌ها می‌پردازد و از اهداف و ابتکار عمل‌ها و چگونگی انجام عملیات‌ها و نوع تاکتیک‌ها سخن می‌گوید و در این میان از شخصیت‌های تأثیرگذاری نام می‌برد که در عملیات‌ها شرکت داشته‌اند و در پیشبرد اهداف و انجام تاکتیک‌ها سهیم بوده‌اند.

عملیات ثامن الائمه(ع)، طریق‌القدس، فتح المبین، بیت المقدس عملیات‌هایی هستند که توضیحات کامل و جامعی در مورد آن‌ها داده شده است. این فصل نیز با پاسخ به ابهامات مربوط به مباحث همین فصل به پایان می‌رسد.

 فصل چهارم با عنوان «عدم الفتح» عنوانی است که برای فصل چهارم کتاب انتخاب شده و به دورانی می‌پردازد که عملیات‌ها و حملات ایران با موفقیت انجام نمی‌شد.

«پس از آزادسازی خرمشهر وارد دورۀ پرفراز و نشیبی می‌شویم که دوره اول آن از عملیات رمضان در تیرماه سال 1361 تا 1363 و عملیات بدر ادامه می‌یابد که دورۀ (عدم الفتح) است و حملات ایران بر خلاف سال دوم جنگ به موفقیت کامل دست نمی‌یابد»(ص126)

نویسنده در این فصل به ناکامی‌ها می‌پردازد.

«عملیات رمضان، والفجر مقدماتی، خیبر، بدر و چند عملیات دیگر که در این مقطع اتفاق می‌افتد، جزو دوران عدم الفتح به حساب می‌آید. چون هر حمله‌ایی که انجام می‌دادیم، حدود 20 درصد موفق می‌شدیم و حدود 80 درصد ناموفق بودیم»(ص 126)

محسن رضایی به تشریح عملیات‌های نامبرده می‌پردازد و با توضیح در مورد وضعیت جغرافیایی مناطق عملیاتی، از تأثیرات گوناگون آن‌ بر چگونگی انجام عملیات‌های نامبرده می‌گوید و بالاخره با بررسی کمبودها و خلأها سعی در یافتن علت ناکامی‌های این دوره دارد. اما این تجزیه و تحلیل باعث نمی‌شود از اتفاقات درون گروهی و داخلی غافل شود و در لابلای توضیحات، از اتفاقاتی دیگر نیز سخن می‌گوید از نوع سازماندهیِ جدید و تشکیل قرارگاه‌ها گرفته تا تحولات فرماندهی و تفکیک فرماندهی سپاه و ارتش.

نویسنده به چند مسئلۀ مهم دیگر که در دوران عدم الفتح اتفاق افتاده می‌پردازد. جنگ شهرها، جنگ نفت‌کش‌ها و جنگ شیمیایی مسائلی هستند که نویسنده آن‌ها را مهم می‌داند و از جنگ شهرها به عنوان مهمترین مسئلۀ این دوران یاد می‌کند.

عملیات‌های دیگری نیز دراین دوره اتفاق می‌افتد که نویسنده آن‌ها را جز عملیات‌های محدودی می‌داند که برای جبران شکست‌ها طراحی شده‌اند. عملیات‌هایی مانند عاشورا، قدس، والفجر 2 و والفجر3.

با پرداختن به دیپلماسی عراق و ارتباط سیاسی‌اش با امریکا و توضیحاتی در مورد عملیات کمیل و علت لغو شدن آن نویسنده بازهم به ابهاماتی در زمینۀ دوران عدم الفتح به این فصل پایان می‌‌دهد.

«دورۀ پیروزی نهایی» عنوان فصل پنجم کتاب است. که در سال 1364 با شروع عملیات والفجر8 آغاز می‌شود و تا سال 1366 ادامه می‌یابد.

«با شروع عملیات والفجر8 در بهمن ماه 1364 دوران نوینی در جنگ آغاز می‌شود که دوران پیروزی‌های مؤثر و پایان بخش جنگ است. در فاصلۀ عملیات بدر تا عملیات فاو یعنی از اسفند 1364 تا بهمن 1364 یک روند آرام عملیاتی با عملیات‌های کوچک اما پی‌در‌پی در کمتر از یک سال مانند عملیات‌های قدس5 و عاشورای4 صورت گرفت تا اینکه عملیات فاو آغاز شد»(ص154)

پرداختن به وضعیت جغرافیایی شهر فاو و بیان دلایل ارزش استراتژیک این شهر برای عراق  آغازی است برای توضیح و تشریح این عملیات که در تاریخ 20/11/1364 آغاز شد. اهداف ایران برای انجام این عملیات چه بود؟ این عملیات در چند مرحله و به چه صورت انجام شد؟ فعالیت‌های مهندسی در این عملیات چگونه انجام شد و از دید دشمن مخفی ماند؟ نقش ارتش در این عملیات چقدر بود؟ این‌ها سؤالاتی هستند که توسط محسن رضایی ریشه‌یابی و جواب داده می‌شوند.

«عملیات فریب را در نقطۀ دیگر به کار بردیم و عملیات حفاظت اطلاعات را در همان نقطه‌ای که قرار بود عملیات بشود رعایت کردیم و این مهم‌ترین ابتکار عملیات فاو بود»(ص155)

نکتۀ قابل توجه این‌که در این عملیات افراد زیادی با فرماندۀ وقت یعنی محسن رضایی مخالفت می‌کنند و علاوه بر ارتش تعدادی از مسئولین عالی رتبۀ ستاد فرماندهی  نیز با انجام این عملیات مخالفند. نویسنده خود در این مورد می‌گوید:

«البته این موضوع مربوط به دو ماه قبل از شروع عملیات بود و پس از جلسه بحث و بررسی با عناصر ستادی و کارشناسان آن‌ها را قانع کردم و منطق اینجانب را پذیرفتند و به هنگام شروع عملیات فرماندهان لشکرهای اصلی هم اقناع شدند و برای خط‌ شکنی اعلام آمادگی کردند. این نوع از مدیریت اقناعی فرماندهان در صحنه نبرد تا پایان جنگ ادامه یافت»(ص157)

موانع جنگ در فاو مبحث دیگری است که در این فصل به صورت کامل آن پرداخته می‌شود. و سپس نوع تاکتیک‌های به کار رفته و مراحل تسخیر فاو بیان می‌شود.

جالب‌ترین مورد این بخش پرداختن به ماجرای مک فارلین[1] است که نویسنده به طور کامل به بررسی آن می‌پردازد و تبعات بعد از آن‌را نیز توضیح می‌دهد. اتفاقی که موجب درگیری سه کشور شوروی و آمریکا و عراق می‌شود تا آن‌جا که یکی از ناوهای جنگی آمریکا توسط دو فروند میراژ عراقی در سواحل کویت مورد هدف قرار می‌گیرد و به عقیدۀ نویسنده این تشنج‌ها حاصل جنگ روانی است که مک فارلین با حضور غیر قانونی‌اش در ایران مسبب آن بوده است.  

این فصل نیز با پرداختن به موضع سیاسی عراق در برابر فشارهای نیروهای ایران و صدور قطعنامه بعد از عملیات فاو توسط شورای امنیت می‌پردازد و در آخر به سؤالاتی که احتمالأ ذهن مخاطب را به خود مشغول کرده در بخش پاسخ به ابهامات جواب داده می‌شود.

فصل ششم نیز به نوعی ادامۀ فصل پنجم و کامل کنندۀ آن است. فصلی با عنوان «توقف در جنوب، تحرک در غرب» که به چند و چون و چگونگی انجام عملیات‌های کربلای4، کربلای5 و والفجر10 می‌پردازد و سپس به ابهامات موجود در مورد این عملیات‌ها پاسخ داده می‌شود.

فصل هفتم به با عنوان «سال سرنوشت» به ماه‌های پایانی جنگ و اتفاقات موجود می‌پردازد. اتفاقاتی چون:  تغییر تاکتیک عراق و فشارهای وارده بر نیروهای خودی. ظاهر شدن بالگردهای آمریکایی در مناطق جنگی و حملۀ ناوهای آمریکایی به سکوهای نفتی ایران، انهدام هواپیمای ایرباس ایران توسط ناوهای آمریکایی، سر باز زدن از امضای قطعنامه توسط عراق و هجوم غیر منتظره به مرزهای جنوبی و محاصرۀ مجدد خرمشهر، عملیات مرصاد و در نهایت پذیرفتن قطعنامه می‌پردازد؛ و چون فصل‌های پیشین شاهد جواب‌های فرمانده به سؤالاتی هستیم. سؤالاتی در مورد چگونگی پذیرش قطعنامه و علت هجوم مردم به جبهه‌ها در پایان جنگ و توضیحاتی از زبان دکتر محسن رضایی در مورد نامه‌ای که ایشان در آن سال‌ها به آقای هاشمی نوشته بودند.

با پایان فصل هفت روایات فرمانده از جنگ به پایان می‌رسد؛ و در واقع سه فصل باقی‌مانده صرفأ گفتارها و تعریف‌ها و نظریه‌های فرمانده در مورد جنگ است.

فصل هشت کتاب همان‌طور که از نامش پیداست به تجریه و تحلیل حوادث اواخر جنگ می‌پردازد و به نوعی ادامۀ فصل هفت است اما با نگاهی عمیق‌تر و کارشناسانه‌تر. در واقع باید گفت سه فصل پایانی کتاب با دیگر فصل‌ها متفاوتند. این تفاوت محسوس در نوع روایت و نگرش فرمانده به جنگ است. در فصل‌های پیشین مخاطب خود را در بطن ماجرا می‌دید و به نوعی شیوۀ روایت‌ اول شخص این حس را در مخاطب تقویت می‌کرد که با روایت مستند و خاطره‌گونۀ فرماندهی مواجه است که خود در میان واقعه است؛ و به نوعی با راوی یا همان فرمانده همذات‌پنداری می‌کرد. اما در سه فصل پایانی مخاطب نظرات شخصی را می‌شنود که از واقعه فاصله گرفته و نه فقط به عنوان یک فرمانده که به عنوان یک تحلیل‌گر نظامی و سیاسی به اتفاقات می‌نگرد. با توجه به نکات ذکر شده و نوع روایت جنگ در این کتاب می‌توان زندگی محسن رضایی را به دوبخش تقسیم کرد. بخش اول محسن رضایی دیروز که فرمانده بود و در بطن ماجرا قرار داشت و تا فصل هفت کتاب فرمانده ماند و محسن رضایی امروز که تحلیل‌گر است و در سه فصل تحلیل‌گر باقی می‌ماند.

نویسنده در فصل هشتم به ابهامات در مورد نحوۀ پایان جنگ می‌پردازد.

«در حقیقت مهم‌ترین کاری که باید دربارۀ ماه‌های آخر جنگ کرد این است که حوادث را کالبدشکافی و با معیاری منطقی تفکیک کنیم»(ص212)

در ادامه با معیاری منطقی به مسائلی چون:  اقتدار ایران در زمان صدور قطعنامه و چگونگی پذیرش قطعنامه و حملۀ عراق و پس گرفتن دوبارۀ سرزمین‌هایش می‌پردازد و از عملیاتی به نام سرنوشت می‌گوید. عملیاتی مردمی که  توانست عراق را تا مرز بیت‌المللی به عقب براند. عملیات مرصاد باز هم در این فصل به شکل کامل‌تر و متفاوت‌تری مورد بررسی قرار می‌گیرد و با یک جمع بندی دلایل اصلی پیروزی ایران در جنگ هشت ساله بیان می‌شود.

«... دلایل اصلی پیروزی ایران در مرداد ماه عبارت است از : 1. ممانعت از اشغال دوبارۀ خرمشهر با اجرای موفق عملیات سرنوشت و شکست ارتش صدام 2. آزادسازی شهرهای اسلام‌آباد، قصرشیرین، سرپل ذهاب با اجرای عملیات مرصاد و شکست منافقین 3. خیز برای حمله به بصره که با ممانعت امام، صورت نگرفت 4. برقراری آتش‌بس و پذیرش قطعنامه توسط صدام پس از ناکامی‌های پی‌در‌پیو ارس از حمله دوبارۀ ایران به خاک عراق 5. آزادی آزادگان در مرداد ماه دو سال بعد 6. اعلام موافقت صدام با قرارداد 1975 الجزایر به عنوان مبنای تعیین حدود مرزهای بین‌المللی در آخرین نامۀ صدام به رئیس جمهور ایران 7. اعلان متجاوز بودن صدام و اعلان خسارت به ایران در جنگ، توسط دبیر کل سازمان ملل.»(ص224)

 محسن رضایی دستاوردهای سیاسی و نظامی جنگ تحمیلی را نیز این‌گونه دسته بندی می‌کند:

«1. آزاد‌سازی همۀ سرزمین‌های اشغالی از ابتدا تا انتهای جنگ مبتنی بر تهاجم به دشمن و شکست او 2. برتری آفندی ایران طی شش سال و نیم جنگ در مقابل یک سال و نیم آفند ارتش عراق 3. تأیید دوبارۀ قرارداد 1975 الجزایر و تثبیت مرزهای ایران 4. حفظ استقلال و تمامیت ارضی و تثبیت نظام جمهوری اسلامی ایران 5. پایان جنگ از موضع اقتدار از طریق پیروزی‌های نظامی و سیاسی»(224)

فصل هشت آخرین فصلی است که نویسنده در آن پرسش و پاسخ وجود دارد.

و اما فصل نهم کتاب با عنوان «هویت انقلابی رزمندگان» نظرات نویسنده در مورد هویت جنگ و تفاوت دفاع مقدس با دیگر جنگ‌ها است؛ و سپس به عناصر هویت رزمندگان در جنگ می‌پردازد و با دسته بندی عناصری که هویت را تشکیل می‌دهند توضیحات خود را کامل می‌کند.

فصل دهم «توسعه تجربی در جنگ» نام دارد و مقاله‌ایی است که توسط دکتر محسن رضایی با عنوان «روش توسعۀ تجربی» نوشته شده و در فصلنامۀ فرهنگ مدیریت، سال چهارم، شماره دوازدهم، در بهار 1385 به چاپ رسیده است. این مقاله  روش توسعۀ تجربی در جنگ را مورد واکاوی قرار می‌دهد و از تأثیرات و نتایج و تحولات مثبت این رویکرد سخن می‌گوید. به عقیدۀ نویسنده موفقیت و در نتیجه پیروزی نیروهای ایران بعد از به کارگیری شیوۀ توسعۀ تجربی حاصل شد. نویسنده این روش را شیوۀ  توسعۀ شهید باقری می‌نامد. شیوه‌ای که موجب تدوین یک نظام دفاعی شامل اندیشۀ دفاعی، اصول و قواعد عملیات، دکترین نظامی و اصول و قواعد رزم گردید؛ و به کمک همین شیوه در وهلۀ اول یک ارتشی دفاعی ساخته شد؛ و با اجرای این شیوه بود که ارتش کلاسیک و قدیمی ایران متحول شد و در نتیجه تمام سرزمین‌های اشغالی آزاد گردید. در این مقاله نویسنده ابتدا به مقایسه و نقد و بررسی سه تفکر و سه استراتژی متفاوت در جنگ می‌پردازد:

1 . تفکر کلاسیک بنی‌صدر و به کار بردن اصول و قواعد رزمی غربی توسط او و دوستانش.

2 . تفکر شهید چمران که بر محور جنگ‌های  چریکی بنا شده بود.

3. تفکری مبنی بر تشکیل گروه‌های خودجوش.

و پس از بیان ناکامی‌ها و علل آن‌ها با طرح دو سؤال که به عنوان دو مسئلۀ لاینحل از آنها یاد می‌شود به بررسی شیوۀ توسعۀ تجربی در جنگ پرداخته می‌شود.

«1- آزادسازی سرزمین‌ها و بازگشت به مرزهای بین‌المللی چگونه صورت گیرد؟

2- پایان دادن به جنگ و دستیابی به یک صلح و امنیت پایدار چگونه تحقق یابد؟»

در ادامه با توضیحات نویسنده به دو سؤال ذکر شده پاسخ داده می‌شود و دو مسئلۀ لاینحل موجود با روش توسعۀ تجربی حل می‌شوند.

در آخر کتاب تصاویری از نقشۀ عملیات‌ها وجود دارد که کاملأ حد و حدود مناطق عملیاتی و جهت حرکت نیروهای خودی و مقر و مواضع دشمن در آنها به خوبی مشهود است و مخاطب ضمن مطالعه می‌تواند با رجوع به نقشۀ عملیات مربوطه توضیحات مکتوب را بهتر و کامل‌تر درک کند و به خاطر بسپارد.

و بالاخره با به پایان رسیدن کتاب مخاطب لذت خواندن اثری کامل را تجربه کرده است و مسلمأ بعد از اتمام کتاب (با توجه به روشن شدن بعضی ابهامات) قطعأ مخاطب به دیدگاه بهتر و کامل‌تر و کارشناسانه‌تری در زمینۀ جنگ رسیده است. با این تفاسیر به جرأت می‌توان کتاب جنگ به روایت فرمانده را اثری مرجع در حوزۀ جنگ دانست. کتابی مرجع که می‌تواند مورد استفادۀ اساتید، پژوهشگران، دانشجویان و علاقه‌مندان قرار گیرد.

در آخر نباید سهم به سزای پژمان پورجباری را در تنظیم و تهیه مطالب نادیده گرفت. او بخوبی توانسته به مجموعه‌ای چنین حساس و خواندنی نظم ببخشد.

باعث بسی خرسندی است که اکنون چنین اثری را می‌توان روی پیش‌خوان کتابفروشی‌ها رؤیت کرد؛ چراکه به راستی جای چنین اثری در حوزۀ دفاع مقدس خالی بود. به امید دیده شدن اثر توسط مخاطب و مورد توجه قرار گرفتن آن توسط صاحبان قلم و منتقدان و به امید چاپ‌های بعدی کتاب و چاپ آثاری دیگر در این حوزه توسط دکتر محسن رضایی و آرزوی موفقیت برای او.


وحید خانه‌ساز




 

 

 

 

 

 

 

 

                                            

     

 

 



[1]  مشاور رونالد ریگان رئیس ‌جمهور آمریکا در امور امنیت ملی که با هیئت همراه به صورت قاچاقی و با پاسپورت ایرلندی وارد ایران شدند تا از جانب ریگان با مقامات ایرانی ملاقات و مذاکره کنند.