امارگیر حرفه ای وبلاگ و سایت


کاغذهای مچاله
نقدها و نوشته‌های وحیــــــــــــــد خانه ســاز 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
وقتی رابطه ضابطه را با سر به زمین می نزند..وقتی آب نه سربالا برود نه سر پایین و نه قورباغه ای دور و بر شهر بپلکد...یک نفر آنسوی شهر چپ و راستش را اشتباه می کند...یکی سویچش را توی ماشین جا میگذارد..یکی بهمنش توی جیب پشت شلوارش می شکند !
و یکی یک گوشه ی دیگر توی رختخواب نام زنش فراموشش می شود!!!
هیچکس ضابطه را با جمجمه ای قاچ شده به بیمارستان نمی برد.
مثلأ مرگ ضابطه در میدان کاج سعادت آباد. ضابطه دیگر شهید به حساب نمی آید و دفاعی نیست تا تجاوز چنگ بیندازد به انسانها..کار تجاوز از زن گذشته است..
ضابطه هم تا کنون مرده است

و رابطه پرچمش را در سینه رفقایم فرو کرده است..

وحید/داستان مرد غمگین توی ایینه/وحید خانِ ساز

[ یکشنبه پانزدهم تیر 1393 ] [ 9:59 قبل از ظهر ] [ وحید خانه ساز ]
حبس
________________
مرا میخواهی ...
مثل درختی که برای درختی 
شاخ و شانه می کشد و
توی مشت زمین اسیر است...
کاش آدم بودیم...
سر کلاس سوم ابتدایی
تا وقتی کسی شعر دو کاج را می خواند
زیر چشمی 
بهم نگاه کنیم...
واو.خ

[ شنبه چهاردهم تیر 1393 ] [ 4:9 بعد از ظهر ] [ وحید خانه ساز ]
اوین
________________
دیوانگی ات را به رخ بکش!
دوستم بدار...
مجرمانه دوستم بدار 
تا درآغوشم 
حبست کنم.
عدالت خمیازه می کشد 
تو مهربانانه چلانده می شوی...
و سکوت زیر چکش های ضارب همه قاضی های جهان له می شود 
آغوش من استوایی ترین زندان دنیاست 
و آزادی 
عرقی است که از اندامهایمان شره می کند....
وحیدخانه ساز

[ شنبه چهاردهم تیر 1393 ] [ 4:5 بعد از ظهر ] [ وحید خانه ساز ]
خواب
_____________--
صدای پاهای تو
دلهره می آورد
صدای پاهای تو
صدای ریختن تاس است دم دمای صبح
نگاه تو...
تکراری ترین چیزِ ممکن:
مثلأ آفتاب
و نبودنت ...
باخت در یک شب بی مهتاب....

واو.خانه ساز
[ پنجشنبه بیست و دوم خرداد 1393 ] [ 3:26 قبل از ظهر ] [ وحید خانه ساز ]

صبح


لذت تو...

لذت نوشتن شعر روی کاغذ است

بعد از

داغان شدن کیبوردِ لعنتی

از فرط کهولت!...

وحید خانه ساز

[ جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393 ] [ 2:54 بعد از ظهر ] [ وحید خانه ساز ]

خونین


چقدر گمی!

مبهم....

مبهم تر از مهی که  تو را

لابه لایش جستجو کردم

در صبحگاهی که

گرگش

حلقوم میشش را

پاره کرده بود!

وحید خانه ساز

[ جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393 ] [ 2:51 بعد از ظهر ] [ وحید خانه ساز ]
احمقانه
_________________
این فضایِ لزج عجیب را 
چه کسی تجربه کرده است؟
نه دیگران
و نه خالق دیگران...
و نه هیچ موجود زنده و مرده ای
در زمین و یا هر سیاره‌ی دیگر..
این دنیای عجیب را 
من فقط تجربه کرده ام !
این دنیای 
ورای ناامیدی را!
و تو 
شاهدی..!

وحید خانه ساز
[ جمعه بیست و نهم فروردین 1393 ] [ 10:7 بعد از ظهر ] [ وحید خانه ساز ]
کودکانه....


_______
جالب است؟!
تو باران بودی.
و 

من

شن هایِ

ساحلِ 

دریایِ پشتی را،

به نامت میکردم..!

و سوزن ریز باران

تنم را سوراخ می کرد.


وحید خانه ساز

[ جمعه بیست و نهم فروردین 1393 ] [ 9:45 بعد از ظهر ] [ وحید خانه ساز ]

لزج
______________
زمین
نامادرانه در آغوشم گرفته است!
پرندگان باید بپرند و
درختان تماشایشان کنند...
تو می‌پری تماشایی می‌شوی ...
تو اوج می‌گیری و 
من به عمق می‌روم.
نمی‌شود قدمی فراتر نهاد!
شاید در شعری دیگر
پرندگان به درختان بیاموزند پرواز را
و درختان به پرندگان
رفتن به عمق را...

و.خانه ساز

[ دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393 ] [ 8:31 بعد از ظهر ] [ وحید خانه ساز ]


بیا تمامش کنیم.

بیا از زیر این جسم شانه خالی کنیم.

تهی بودن خوب است...

سبک بودن خوب است...

باهم بودن خوب است...

بیا هم را که دیدیم قالب تهی کنیم!

وحید خانه ساز

[ پنجشنبه بیست و یکم فروردین 1393 ] [ 4:10 بعد از ظهر ] [ وحید خانه ساز ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

وحید خانه ساز
نویسنده
منتقد
مستندساز

در ضمن همۀ حقوق این وبلاگ و نوشته های آن (اعم از نقد و شعر و داستان و هر مطلب دیگر)متعلق به نویسنده است و استفاده از نوشته ها فقط به صورت لینک مستقیم و با اجازه اینجانب و ذکر منبع مجاز است.
امکانات وب
 ---------------------------
 ---------------------------
---------------------------  -------------------------
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
  -------------------------
-------------------------- --------------------------

امارگیر حرفه ای سایت

سیب سفید